|
 
کاش در دل يک کمي پيمان بود کاش در سر عشق يک رويا بود
کاش اشکي از مژه راهي نداشت کاش آهي بر دلي جايي نداشت
کاش ياري گريه را باور نداشت کاش گل خاري به تن اصلا نداشت
کاش ماهي پولکي بر تن نداشت کاش آهو بچه اي پهلو نداشت
کاش يار اندر دلش مهري نبود کاش مهر در سينه بيتابت نبود

کاش در سر رخصت ديدار بود کاش در غم قدرت ابطال بود
کاش بيدي سايه اي زيرش نبود کاش مهتاب عاشقي در پيش نداشت
کاش صبر را پاسخي در پيش داشت کاش پاسخ مهلت توضيح داشت
کاش زنبور شهد را ميلي نداشت کاش گل پروانه را مهمان نداشت
کاش عشق چيزي بجز هجران نبود کاش هجران عشق را باور نداشت (مهدي 07-2-28)

 
|