|
 
ای کاش میشد بازم بگم
یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه ......
اما حالا باید بگم
یه یار دارم رفتنیه
رنگ دلش برای من 
مثل مداد رنگیه
ای کاش میشد بازم بگم
مداد زردم و بده
میخوام یه بلبل بکشم
اما حالا باید بگم
کتاب قلبم و بده
میخواهم یه دل توش بکشم
تیر بکشم توی دل و
از نوک تیر خون بچکه

کاش میشد بازم برم تو کوچه ها شادی کنم
دست بزنم بازی کنم
با بچه ها جمع بشیم
به زیر اون درخت سبز
که سایشو تابستونا پهن میکرد روی زمین

اما حالا دیگه باید
تو کوچه های مهتابی سرک کشید
تنها و بی صدا برم
نه شادی و نه دست زدن
فقط به تو فکر بکنم
تو بغض و گریه خودم
حرف تو را یاد بکنم
برای آرامش تو
از عشق تو حذر کنم
کاش میشد بازم بگم
گنجشکک اشی مشی
لب بوم ما نشین
اما حالا باید بگم
ای عشق رسوا شدنی
بیا تو قلب ما بشین

کاش میشد بازم یه بار
فقط یه بار
میشد کنار مادرم سر یه سفره بشینم
کاش میشد شبای بارونی بازم
صدای در زدن بیاد
به خاطر روی پدر
تا قلب شب بیدار باشم
کاش میشد قد نکشیم
بزرگ نشیم
کاش میشد بریم هوا
اون بالاها
پهلوی توپ قل قلی
کاش میشد یه بار دیگه
خدا یه لطفی بکنه
باز هم بشیم کوچیک همه
داد بزنیم با هم دیگه
یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه......
(مهدی07/6/12)
 
|