گم شده ام
در تکاپوی به خود برگشتن
نگرانم مگذار
تو مرا ترک مکن
دست گرم و نفس داغ تو را میخواهم
شیطنتهای لب سرخ تو را میجویم
چشم من , سوی تو را خیره شده
شانه , آغوش تو را کرده طلب
بوی گیسوی بلندت را دل
کرده فانوس و به ره افتاده
میگریزد یادت از خاطر
گاه به گاه
میزند موی تو را بر رویم
تاب به تاب

به صلیبم بکش ای آیه عاشق کردن
که در این تنگ غروب
شوق سنگینی این لطف تو را
میخواهم
و امیدم هر دم
چشم وصلت به در خانه تو میدوزد
و ندا در کامم
کند آوای بلند نام تو را
قسمت میدهم ای عشق به جا مانده هنوز
نگرانم مگذار
تو مرا ترک مکن
(مهدی07-6-12)