تبليغاتX
رنــگــیــن کــــمــــان
رنــگــیــن کــــمــــان

هر گونه کپی برداری بدون اجازه نویسنده وبلاگ ممنوع است


گرفتار


خواهي گرفتارت شوم
چون گل به گلدانت شوم


در کهکشان هستيت
مريخ و کيوانت شوم


يکدم نباشم در پست
دائم جلودارت شوم


پاييز را بر زير پا
دائم بهارانت شوم


از اشکهايت بگذرم
سيلاب بوستانت شوم

در صبح زيباي بهار
شبنم به گلبرگت شوم


همچو نسيماي سحر
شانه به موهايت شوم


در آسمان بي کران
کبوتر جانت شوم


چون ابر بر آلاله ها
ساقي به بارانت شوم


در آبهاي نيلگون
ماهي به قلابت شوم


با ميل چون سنگ صبور
داروي درمانت شوم


از حيله هايت بگذرم
چون صيد در دامت شوم


از شمع و از پروانه ها
يکدم رها يارت شوم


بايد که جمله جان شوي
آنوقت گرفتارت شوم


زنجير دل را برکني
تا عاشق زارت شوم


آنگه بيايي با دلت
تا عاشق عشقت شوم
(مهدی 05/4/3)


2007/6/24 توسط مهدي |



مزرع سـبز فلـک دیدم و داس مـه نو
یادم از کشته خویش آمد و هـنـگام درو



باران
دیر امده
گم شده
حسرت
تمنای دل
انتظار
کاش
آبی مهتاب
گرفتار
امید (داستان)
تولدی دیگر

RSS 2.0
...............

منبع کدهای بینظیر جاوا

............. ....................

Design By Parstheme